بی تو درمرداب غم افتاده امزیرشلّاق ستم افتاده ام مثل این نیلوفرکنج حیاطدرمسیرباد،خم،افتاده ام چون اناری نیمه آویزازدرختمی خوردهردم ترک قاب دلمگشته ام بازیچه ی طوفان دردزخمی ام، گم کرده ام تاب دلمدوری و درقلب عشق آیین منبی قراری بازجولان می دهدآخرش بردستهای فاصلهیک زن لیلی صفت جان می دهدخسته ام ، تاکی قلم بازی کنم شعرتب داری بسازم درخفامن اسیربند دلتنگی وتو بی خبرباشی ازعمق ماجراکاش می شد،دورزدپاییزراردشدازفصل بلند انتظاردست دردستان شادی بی خیالپل زدازاینجا به آغوش بهار
برچسب:
نویسنده: ترانه اکبریپور
تاريخ: شنبه
18 آذر
1402 ساعت: 17:38